السيد البروجردي (مترجم: اسماعيل تبار / حسينى / مهورى)
769
جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى)
گفتم : و اگر مرا به طلاق و عتق سوگند داد [ چه كار كنم ] ؟ امام عليه السلام فرمود : برايش سوگند بخور . آنگاه امام عليه السلام دانه خرمايى برداشت و آن را با كرهاى كه در مقابلش بود آغشته كرد و فرمود : باكى ندارم كه براى آنان به طلاق و عتق سوگند ياد كنم يا اين دانه خرما را بخورم . » و در روايت يازدهم از باب دوم از ابواب ظهار اين گفته كه : « و بر آن به طلاق سوگند ياد مىكند ، امام عليه السلام فرمود : اين از گامهان شيطان است ، چيزى بر عهدهء او نيست . » و در روايت دوازدهم اين گفته كه : « همسرم بر اساس قرآن و سنت مطلقه است . اگر نماز را اعاده كردم آنگاه نماز را اعاده كرد . . . امام عليه السلام فرمود : همسرش متعلق به اوست و چيزى بر عهدهء او نيست ، همانا اين و مانند آن از گامهاى شيطان است . » باب 13 جواز سوگند دادن ستمگر به بيزارى از قدرت خدا 953 - ( 1 ) در نهج البلاغه روايت مىشود كه اميرمؤمنان عليه السلام پيوسته مىفرمود : « هرگاه تصميم به سوگند دادن ظالم گرفتيد ، او را اينگونه سوگند دهيد كه از نيرو و قدرت خدا بيزار است ؛ زيرا در صورت سوگند دروغ به آن در مجازات وى شتاب مىشود و هنگامى كه به يگانگى خداوند سوگند ياد كند در مجازات وى شتاب نمىشود ؛ زيرا خداوند سبحان را به يگانگى ياد كرده است . » 954 - ( 2 ) سعيد بن هبة اللَّه راوندى در كتاب الخرائج و الجرائح از امام رضا عليه السلام از پدرش روايت مىكند كه فرمود : « شخصى نزد منصور از امام صادق عليه السلام سخن چينى كرد كه آن حضرت از مردم براى خود بيعت مىگيرد تا عليه آنان قيام كند ، منصور امام عليه السلام را احضار كرد . امام عليه السلام فرمود : من هيچ يك از اين كارها را انجام ندادهام . منصور به دربانش گفت : اين مرد را بر آنچه دربارهء اين - يعنى امام صادق عليه السلام - مىگويد ، سوگند بده ! حاجب گفت : بگو : سوگند به خدايى كه معبودى جز او نيست و سوگند را شديد و غليظ كرد . امام عليه السلام فرمود : او را اينگونه سوگند نده ؛ زيرا من از پدرم شنيدم كه از جدّم پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله روايت مىكند كه فرمود : گروهى از مردم به خدا سوگند دروغ مىخورند ، ولى در سوگندشان از خداوند به بزرگى ياد مىكنند و او را به صفات نيك و پسنديده متصف مىكنند ، از اين رو بزرگداشت خداوند ، بر گناه دروغ و سوگندشان غلبه مىكند . بلكه به من اجازه بده تا او را به سوگندى قسم دهم كه پدرم از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله براى من روايت كرد كه فرمود : هيچكس به آن سوگند نمىخورد ، مگر آنكه گناهش گريبانگيرش مىشود . منصور گفت : اى جعفر ! پس تو او را سوگند بده . امام عليه السلام به آن مرد گفت : بگو : اگر من بر تو دروغ بستهام ، از نيرو و قدرت خداوند بيزارى مىجويم و به قدرت و نيروى خودم پناه مىبرم . آن مرد چنين گفت و امام عليه السلام فرمود : خدايا ! اگر دروغ مىگويد ، او را بميران . هنوز سخن امام تمام نشده بود كه آن مرد بى جان بر زمين افتاد و او را برداشتند و بردند . . . »